:::سلام دوستان این یه خاطره ی واقعیه:::
#############
یه روز رفتم داروخونه
گفتم سلام خسته نباشید
گفت سلام مرسی
گفتم ببخشید جناب چشم بند دارید؟؟؟
گفت واسه چشم؟
من و می بینی دیگه مُردم از خنده و تعجب
گفتم مگه چشم بند واسه غیر از چشمم داریم ؟
بعد به ما میگن دیوانه
برچسبها:
تاريخ : یکشنبه 31 خرداد 1394 | 12:22 | نویسنده : tmar |
ارسال نظر(0)


