دشمنش نیست

سایه ها مفهوم خاموشی را نمی فهمند

سخت است به رفتنی ؛ بگی برگرد

او حتی اگر بازگشتی عمیق داشته باشد

جسمش با تو و چشمش به دیگری باشد

و چه بی فایده جلوه می دهد 

انگار گلی را کاشته ای که در حیات همسایه شکوفه می دهد

حال ای روشنایی کجایی که دیگر سایه ام بالا سرش نیست

بیا در اقیانوس من غرق شو؛ شهر من تنها مانده؛دشمنش نیست

ali tmar first post in the line

plz dont copy



برچسب‌ها:

تاريخ : پنج‌شنبه 10 اردیبهشت 1394 | 14:15 | نویسنده : tmar | ارسال نظر(0)

.: Weblog Themes By SlideTheme :.

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

  • Ali TMAR